بنام آنکه فکرم به منتهای جمال و کمالش نمی رسد...



دانشآموزی که برای پیشبرد اهداف خود زحمت میکشد و تلاش بسیار میکند، انتظار دارد که در پایان مورد بازخورد مناسب قرار گیرد و در ازای زحمتی که کشیده است، از نتایج زحمت خود بهرهمند شود.
حال اگر به دلایلی این مورد صورت نپذیرد، دانشآموز منفعل شده و دیگر تلاشی از خود نشان نمیدهد و این بدترین حالتی است که ممکن است، به سراغ دانشآموز بیاید.
به طورکلی کودکی که شب تا دیروقت درس خوانده اســت، وقتی در ازای تلاش خود نمره مطلوب کسب نکند، ممکن است برای خود راهی جز گوشهگیری و انزوا نیابد.
درماندگی آموخته شده در حال حاضر به عنوان بیماری مزمن درآمده و دانشآموزان و دانشجویان را حیران و سرگردان کرده است. برای دستیابی به شناخت این گسست که یأس، بدبینی و بیاعتمادی عمومی را در پی داشته است، هر انسان فرهیخته و فرهنگدوست را به فکر و چارهجویی وامیدارد.
این گزارش تلاش دارد که به بررسی مفهوم درماندگی آموخته شده در میان دانشآموزان بپردازد و این پدیده را از منظر و دیدگاه صاحبنظران و محققان کالبدشکافی کند.
● مفهوم درماندگی آموخته شده چیست؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
انس بن مالك مى گوید:
هر روز یكى از فرزندان انصار كارهاى پیامبر (ص ) را انجام مى داد، روزى نوبت من بود، ام ایمن مرغ بریانى را به محضر پیغمبر (ص ) آورد و گفت : یا رسول الله ، این مرغ را خودم گرفته ام و به خاطر شما پخته ام .
حضرت فرمود: خدایا محبوبترین بندگانت را برسان كه با من در خوردن این مرغ شركت كند. در همان هنگام در كوبیده شد. پیغمبر فرمودند:
انس ، در را باز كن . گفتم خدا كند مردى از انصار باشد. امام على (ع ) را پشت در دیدم . گفتم : پیغمبر مشغول كارى است ، برگشتم و بر سر جایم ایستادم . بار دیگر در كوبیده شد. پیغمبر گفت : در را باز كن ، باز دعا مى كردم مردى از انصار باشد. در را باز على (ع ) بود. گفتم : پیغمبر مشغول كارى است و برگشتم بر سر جایم ایستادم . باز در كوبیده شد، پیغمبر فرمودند، انس ، برو در را باز كن و او را به خانه بیاور، تو اولین كسى نیستى كه قومت را دوست دارى ، او از انصار نیست . من رفتم و على (ع ) را به خانه آوردم و با پیغمبر (ص ) مرغ بریان را خوردند.
برگرفته از کتاب الکترونیکی چهل داستان آموزنده در اسلام
هدف این مقاله معرفی و ارزیابی یکی از جدیدترین دیدگاههای یادگیری به نام
(constructivism) سازنده گرایی است
. اگر چه سازنده گرایی در سالهای اخیر شهرتزیادی کسب کرده است، اما ایده این نظریه جدید نیست
. جنبه هایی از این دیدگاه را میتواندر کارهای ارسطو، افلاطون و سقراط یافت
. فلاسفه جدیدتر مثل جان لاک، کانت وپستالوزی نیز نظریاتی ارائه نمودهاند که در شکلگیری این دیدگاه مؤثر بوده است
. پیاژهنقش اساسیتری در پیریزی مبانی این دیدگاه نقش اساسیتری داشته است، تا این حد که
به عنوان پدر سازنده گرایی شناخته شده و مبنایی را برای سازنده گرایی مدرن فراهم
ساخته است
. در عین حال برونر و ویگوتسکی نیز دارای نظریات قابل توجهی در اینخصوص میباشند
. از زمانی که ارنست فون گلاسرزفیلد، سازندهگرایی افراطی را دریازدهمین کنفرانس بین المللی روان شناسی آموزش ریاضیات ارائه کرد، این دیدگاه
شهرت بین المللی یافت
. در این مقاله تلاش شده است دیدگاه مذکور تبیین گردد و موردارزیابی قرار گیرد

|
چند نمونه فراموش نشدنی باعث تغییر نگرش پزشكان و روانشناسان شد. یك زندانی كه قصد فرار داشت بطور مخفیانه خود را در یكی از اتاقكهای قطار جا داده بود و بعد از حركت فهمیده بود كه در یخچال قطار قرار دارد. زندانی مطمئن بود كه در طی چندین ساعتی كه در یخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقیقاً این كار هم شد. اما بعد از رسیدن به مقصد مشاهده كردند كه زندانی یخ زده در حالی كه یخچال قطار خاموش بوده است و این نشان می دهد كه شخص زندانی به خود تلقین كرده كه منجمد خواهد شد و این تلقین برای او حكم یك تصویر ذهنی مطابق با افكار او داشته و همین باعث شده كه سلولهای بدن وی واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود. نمونه دوم آزمایشی بود كه به پیشنهاد یكی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محكوم به اعدام انجام شد. آزمایش به این صورت بود كه مجرم اول را با چشمانی بسته در حضور مجرم دوم با بریدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در این هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید بود. سپس چشمان نفر دوم را نیز بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغه ای خط كشیدند و در این حین كیسه آب گرم نیز بالای دست وی شروع به ریختن می كرد این در حالی بود كه دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود. اما شاهدان یعنی پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوری دیدند كه مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و خونریزی می كند. ریخته شدن خون را نیز بر روی دست خود حس می كرده است. در واقع تصویر ذهنی او چنین بوده كه تا چند لحظه دیگر به مانند نفر اول هلاك می شود و همین طور هم شد. این نشان می دهد كه دستگاه عصبی شما با توجه به آنچه فكر می كنید یا خیال می كنید كه حقیقت دارد واكنش نشان می دهد. دستگاه عصبی شما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی كه از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واكنش نشان می دهد. این یكی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می كنیم شك می كنیم كه حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در كار است. در واقع آنچه را كه می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.در پدیده هیپنوتیزم اگر بیمار بدرستی گفته های شخص هیپنوتیزم كننده معتقد باشد كارهای حیرت آور انجام می دهد و بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد زیرا طرز فكر و باورش تغییر كرده است. هیپنوتیزم یا خواب مصنویی همیشه به نظر اسرار آمیز بوده است زیرا همیشه فهم اینكه چگونه باور كردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنویی چنان برخورد شده كه انگار نیرو یا قدرت ناشناخته ای در كار است. اما حقیقت این است كه وقتی شخصی را متقاعد می كنید كه قدرت شنوایی اش را از دست داده رفتار ناشنوایان را پیدا میكند. وقتی او را متقاعد می كنید كه نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار گیرد و در این میان نیروی مرموزی هم در كار نیست. | |||
|
با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم
اوو!! معذرت میخوام
من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم
ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم

خدا یا!
شرمنده ام که هر گاه از
آدمان سیاه دل و سنگدل این زمین
آلوده خسته می شوم به تو روی می آورم.
شرمنده ام که ...
بندورا(1986)بیان می کند که انتظارات و ارزش ها در انتخاب های مردم برای عمل روی موقعیت های معین ، حیاتی و مهم هستند. وی در ادامه شکل خاصی از انتظار را مشخص می کند . که خود کار آمدی نامیده می شود.
خود کار آمدی به باورهای فرد در مورد توانایی ها ، ظرفیت استعدادها برای یادگیری و عملکرد در موقعیت های مختلف اشاره دارد که از این طریق بر عملکرد نیز اعمال کنترل می کند. اگر فرد در موقعیت های تحصیلی ، توانایی ها و قابلیت های خود را محک زده و و به آنها در رسیدن به اهداف ، اعتقاد و باور داشته باشد ، به آن خودکار آمدی تحصیلی می گویند. اکثر پژوهش ها بر این باورند که خودکار آمدی ،انگیزش تحصیلی ، یادگیری پیشرفت را تحت تاثیر قرار می دهد( پاجارس ، 1996، پینتریچ و شانک ،1995، )هوش هیجانی یا EQ شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است.هوش هیجانی از جمله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی است.
با ظهور عصر اطلاعات و ارتقاء ارزش مندی ارتباطات انسانی و هم چنین بروز موقعیتهای استراتژیک سازمانی، نظریه هوش هیجانی رشد چشم گیری یافته و از مباحث پرطرفدار سازمانی شدهاست. هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گستردهای از مهارتها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارتهای درون فردی و بین فردی اطلاق میگردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانشهای پیشین، چون هوشبهر و مهارتهای فنی یا حرفهای است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در این جا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوش مندی تلقی شدهاست به علاوه، شبیه سایر مباحث مطرح درخصوص ماهیت انسان، هوش هیجانی نیز دستخوش دو نوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیدهاست. اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نامهای جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، میتوانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند